|
ولادت با سعادت امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع)
را به تمامی شیعیان جهان و شیفتگان حضرتش تبریک و تهنیت میگویم.

هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.
فرازی از فرمایشات حضرت :
سه ويژگى برجسته مومن: لايكـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال : 1 ـ سنة من ربّه. 2 ـ و سنة من نبيّه. 3 ـ و سنة من وليّه. فـاما السنة مـن ربه: فكتمان سـره. و امـا السنة من نبيه فمـداراة الناس. و امـا السنة مـن وليه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء. مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــ د: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش. اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.
پـاداش نيكـى پنهانـى و سزاى افشـا كننـده بــدى: الـمستتر بـالـحسنة يـعـدل سبعين حسنة, و المذيع بالسيئة مخذول, و المستتر بالسيئة مغفور له.
پنهان كننده كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشكاركننده كار بد سـرافكنـده است, و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده است.
ويژگيهاى دهگانه عاقل: لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــ ر منـه مـأمــ ول. و الشر منه مأمـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسأم من طلب الخـوائج اليه, و لا يملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى ؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى.
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد: 1 ـ از او اميد خير باشد. 2 ـ از بدى او در امان باشند. 3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد. 4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد. 5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود. 6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــ د. 8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــ د. 9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد. 10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.

| تـو يـادگـار هـفتمين سپيده اى |
|
شـكـوه مـاندنى ترين قصيده اى |
| اشـارتـى ز بـيـكران روشنى |
|
كـه از ديـار بى نشان رسيده اى |
| سـتـاره حـريـم سـبز فاطمه |
|
ز بـى نـهـايـت خدا دميده اى |
| بـهـار سـبـز بـاغهاى آرزو |
|
امـام قـصـه هـاى ناشنيده اى |
| گـل نـجـيـب بـاغ آفـرينشى |
|
كـه در دلـم بـهـار آفريده اى |
| تـو قـلب عاشقان هر زمانه را |
|
بـه لـطف و بخششت خريده اى |
| تـو مـنتهاى مهر و رحمت خدا |
|
ز هر چه غير اوست دل بريده اى |
| زمـهربانى ات، ز دل ستانى ات |
|
چـه نقش ها به لوح دل كشيده اى |
| مـيـان لالـه هـاى سـرخ آشنا |
|
غريـب آشـنـا ! تو برگزيـده اى |
| ز سـاغـر كرامـت مـحمـدى |
|
زلال نـور مـعـرفت چشيده اى |
| ز بـاغهـاى بـى زوال سرمدى |
|
سـبدسـبد گـل حضور چيده اى |
| دلا! ز شـوق لـحـظـه زيارتى |
|
چـه عـاشقانه از قفس پريده اى! |
| بـهـار شـد دوبـاره باغ باورم |
|
ز عـشق تو كه روشناى ديده اى |
| بـه شـام غـربـت سياه عالمى |
|
طـلـوع فجر هشتمين سپيده اى |
|