تاكنون در مورد تورم صحبتهاي زيادي شنيده ايم و همگي كم وبيش با اين مفهوم آشنا هستيم.به همين منظور امروز قصد دارم تا درباره انواع تورم توضيحاتي را در اختيار شما بگذارم.
انواع تورم:
تورم ركودي: اين نوع تورم ناشي از افزايش هزينه هاي توليد است.در تورم ركودي با اينكه نيروي كار زيادي بيكارند ولي قيمت كالاها با دستمزد نيروي كار افزايش مي يابد.
تورم خزنده: در اين نوع تورم كه به تورم خفيف نيز مشهور است قيمت كالاها و خدمات بطور آرام افزايش مي يابد. اين افزايش ممكن است بين 1 تا 8 درصد در سال باشد كه بسته به شرايط اجتماعي و آسانه تحمل مردم،آسيب زيادي به چرخه اقتصادي وارد مي كند.
تورم شتابان: در تورم شتابان يا همان تورم شديد، قيمتها بين 15 تا 25 درصد در سال افزايش مي يابد.البته اين افزايش قيمتها ثابت نيست وممكن است در كشورهاي مختلف متغير باشد.
ابر تورم: اين نوع تورم، وحشتناكترين و بي رحم ترين تورمي است كه در بسياري از كشورها شكل گرفته است.به گونه اي كه اگر قيمت كالاها در طي يك ماه 50 درصد رشد داشته باشد، اقتصاد ن كشور رو به ويراني بوده سيستمهاي اقتصادي آن كشور به بيماري ابر تورم مبتلا مي باشند.
تورم آشكار: زماني كه دولت بر نوسان قيمت كالاها نظارت نكند خود به خودقيمت اجناس سريع تر از حجم پول در اختيار مردم افزايش يافته و به اين ترتيب عوارض آن در اقتصاد نمايان مي شود.
تورم مهار شده: عكس تورم آشكار است.در اين نوع تورم ميزان بالا رفتن قيمت محصولات مختلف كمتر از حجم پول در گردش است. اين نوع تورم بر اساس خواسته دولتمردان بوجود مي آيد.
تورم تاريخي: نوعي از تورم است كه منشا پولي و مالي ندارد وبر اثر شرايط تحميلي مانند جنگ، بلاياي طبيعي و.... بر اقتصاد جامعه عارض ميشود و محصول يك دوره تاريخي خاص است.
تورم دوره اي: زماني كه معاملات اقتصادي پر رونق ميشود و به اصطلاح دور تجاري سير صعودي در پيش مي گيرد، ممكن است ظهور كند.در تورم دوره اي افرادي كه سطح درآمدشان كمتر از قيمتها افزايش مي يابد بيشترين ضربه را متحمل ميشوند.
تورم ساختاري: اين نوع تورم عكس تورم دوره اي است. در اين تورم زيربناهاي اقتصادي يك مملكت مشكل ريشه اي داشته واين مشكل هم مربوط به دوره اي كوتاه نيست.اين مدل تورم در كشورهاي در حال توسعه اتفاق مي افتد.
تورم انتقالي: انتقال و سرايت تورم جهاني به اقتصاد يك كشور، تورم انتقالي ناميده ميشود.تورم انتقالي يا همان تورم وارداتي ، معلول بر شرايط اقتصاد جهان است.در كشورهاي وابسته به واردات اين تورم اثرات مخربتري برجاي مي گذارد و اتكاي بيش از حد اقتصاد يك سرزمين به واردات ممكن است تورم جهاني را براي آن كشور به ارمغان بياورد.
تورم ناخالص: اين تورم بيشتر در كشورهاي در حال توسعه شايع است ودر شرايطي كه اقتصاد يك كشور از همه نيروهاي انساني استفاده نكرده وهنوز به مرحله اي نرسيده است كه از همه ظرفيتهاي توليدي و انساني بهره ببرد.
تورم خالص: اين تورم در كشورهاي توسعه يافته مشهود است.در اين كشورها بعلت استفاده كامل از همه منابع انساني و غير انساني ، اگر قيمتها افزايش يابد ، نه تنها شغل و كار جديدي ايجاد نمي شود بلكه اين افزايش قيمتها و تورم خالصي ايجاد مي كند كه اقشار ضعيف جامعه را در تنگنا قرار مي دهد.

